افکار عمومی وشرايط شكل گيري آن

            واژه  افكار عمومي ( public opinion )    از جمله مهمترين، پركاربردترين و عميق ترين اصطلاحات رايج در علوم اجتماعي و بخصوص دانش ارتباطات و روابط عمومي است .  شناخت صحيح  افكار عمومي و تلاش در جهت اندازه گيري و سنجش علمي و دقيق افكار عمومي براي كارگزاران و فعالان روابط عمومي بسيار ضروري و كارگشاست كه دستيابي به اين مهم  بي شك نيازمند آگاهي از معنا و مفهوم افكار عمومي و همچنين اطلاع از مشخصات و عوامل شكل گيري و اشاعه آن است .

خانم الیزابت نوئل نئومن جامعه شناس آلمانی مدلی را طراحی نمود که براساس آن تأثیر متقابل بین ارتباط جمعی ،ارتباط فردی و درک شخصی از فکر خویشتن را در رابطه با افکار دیگران درجامعه مورد بررسی قرار می دهد .ایده اساسی و پایه این مدل آن است که اکثر افرا د می کوشند از داشتن یک نگرش و باور به صورت منزوی و تنها اجتناب کنند . بنا براین فرد به محیط اطرافش آن چنان نگاه می کند که بیاموزد کدام نظریات حکمفرماست یا قدرت را دردست دارد و کدام نظریات کمتر مسلط و رو به زوال است . اگر فردی معتقد باشد که نظریات شخصی او در یک رده عقب تر قرار دارد کمتر رغبتی برای بیان آنها خواهد داشت فقط به این دلیل که از انزوا می ترسد .

وقتی تعداد یک دسته ،فرقه یا حزب به منظور تسلط بردسته هاو احزاب دیگر افزایش می یابد و در مقابل اعضای دسته های دیگر رو به کاهش می گذارد تمایل عضو نخست به سخن گفتن افزایش می یابد و در عوض حزب دیگر به ساکت بودن متمایل می شود .به این ترتیب یک فراگرد مارپیچ آغاز می شود ؛فراگردی که یک فکر را پایه ریزی کرده و آن را غالب و شایع می کند .

اگرچه با برخی با این  استدلال موافق نیستند اما از یک منظر که بی ارتباط با حوزه وظایف روابط عمومی ها نیست می توان از آن برای برخی کارهای درون سازمانی بهره جست

بدون شک اگر عقیده ای ابراز  شود بدون پشتوانه حمایتی اعم از مادی و معنوی نخواهد توانست در این مارپیچ به یک ایده عمومی تبدیل شود . شاید بتوان گفت شایعات در این فراگرد مارپیچی آن هم در جامعه ای محدود و نه وسیع می توانند شکل بگیرنداما اکثر آنهایی که به طرح آن می پردازندخود نیز  با بی اعتمادی آن را بیان می کنند و یا در مورد آن اظهار نظر می نمایند و لذا شکل گیری شایعه نیز با بنیانی سست همراه است و به راحتی با یک اطلاع رسانی سریع می توان نسبت به خنثی سازی آن اقدام کرد.

نظریه خانم نئومن شاید در  جوامع کوچک که فاقدابزارهای اطلاع رسانی وبه خصوص وسایل ارتباط جمعی می باشند مصداق پیدا  کند که  البته در آن صورت نیز اگر مورد حمایت گروهی خاص مانند ریش سفیدان قرار نگیرد  تبدیل آن به شکل گیری یک ایده در سطح جمعی و   فکر عمومی بعید به نظر می رسد .

شکل گیری یک ایده و تبدیل آن به خرد جمعی و مورد توافق همه کارکنان دردرون یک سازمان نیز از اهمیت بالایی برخوردار است که با استفاده از مدل خانم نئومن و با بهره گیری از پشتوانه های لازم می توان به آن همت گمارد .چرا که  هر سازمانی دارای برنامه های خاصی است و اگر همراهی کارکنان را نداشته باشددر مرحله اجرا توفیقی نخواهد داشت  به عبارت دیگر می توان با استفاده از این مدل ایده ای را در درون سازمان بسط داد و گام های عملی برای تحقق برنامه های سازمانی برداشت.

ماکیاولی نیز در کتاب شهریار خود  چنین اعلام می کند: «مهم این است که کسی شایسته محبت ملت که از هرچیز قوی تر ونیرومندتر است، باشد  .  توماس  هابز نیز قریب به نیم قرن پس از اين تاریخ، بر این عقیده است که " افکار عمومی ، دنیا را اداره می کند"  سرویلیام تمپل نظریه ی افکار عمومی را بصورت منبع واقعی قدرت سیاسی در می آورد.

از قرن هجدهم تفکر  درباره ی پدیدار افکار عمومی رایج وحتی همگانی می شود، در دوره ی معاصر نیز عده ی تالیفات و تحقیقاتی که به این موضوع اختصاص می یابد به حد قابل ملاحظه ای می رسد، خاصه اینکه امور مربوط به نهادهای نزدیک به آن و وسایل اطلاعات جمعی و تبلیغات نیز بصورت اجزاء لاینفک آن در می آیند و درنتیجه در روانشناسی اجتماعی وعلم سیاست، افکار عمومی بصورت موضوع اصلی، بخش مستقلی به خود می گیرد. 

         تاریخچه افکارعمومی

         دراطراف مفهوم افکارعمومی هاله ای از ابهام وحتی تردید وجود دارد. در واقع، هیچ تعریف علمی ازاین عبارت پذیرفته نشده است. با این همه، برسر یک نکته توافق همگانی وجود دارد وآن اینکه افکارعمومی پدیده ای جمعی است. هرچند نظرها حیطه های فردی هستند ولی افکار عمومی حاصل جمع این نظرها  نیست. درواقع افکارعمومی نه تنها چیزی فراتر ومفهومی وسیعتر و عام تر از مجموعه افکار تک تک افراد است، بلکه برخوردار ازماهیتی است مختص به خود که متفاوت از اجزای تشکیل دهنده اش می باشد.

         همانطور که اشاره افکار عمومی به معنای خاص و ویژه آن مفهومی است جدید که سابقه آن به حدود  200سال   می رسد اما می بایست اشاره کنیم که افرادی چون نیکولو ماکیاولی وتوماس هابز طی سالهای 1500 تا 1650 م در خصوص افکار عمومی ونقش نظر ات عمومی وگرایشات و خواستهای عموم مردم مباحثي را ارائه نموده اند. همچنین سرویلیام تمپل نظریه ای پیرامون افکار عمومی بعنوان منبع قدرت سیاسی در قرن هيجدهم ارائه نمود.ابداع مفهوم افکارعمومی را به ژان ژاک روسو درسال 1750 میلادی نسبت می دهند. او افکار عمومی را عاملی جهت مقاومت در برابرتغییرات قلمداد می کرده است.

        درسال 1787 میلادی، ال.اس. مرسیه  به افکار عمومی از جنبه ی سیاسی پرداخت و افکار عمومی را جلوه ای آگاهانه از تمام مسایل سیاسی عنوان کرد. ژاک نکه وزیر دارایی لویی شانزدهم حدود سالهای 1780 تا 1800 در فرانسه اصطلاح افکار عمومی (public opinion) را به معنای امروزی آن بکار برد. اوکه بدنبال علت رویگردانی مردم از سرمایه گذاری دربازار بورس پاریس بود، علت این امر را در افکارعمومی که بقول وی «روح جامعه» و حاصل ارتباط میان فردی بین انسانها بود جستجو می کرد. ازنظر  نٍکه  افکارعمومی «دادگاهی است که درآن همه مردانی که نگاه ها را به سوی خود برمی گردانند، الزام دارند حضور بیابند و پاسخگو باشند.افکار عمومی در جایگاه خود، مثل اینکه برتخت نشسته باشد، جایزه می دهد، تاج برسرها می گذارد، شهرت را افزایش یا کاهش می دهد».

          نخستین اندیشه ها و تحلیل های علمی درباره ی موضوع افکار عمومی، درپایان قرن نوزدهم و ابتدای قرن بیستم توسط گابریل تارد (1901) مطرح شد. این اندیشمند فرانسوی درکتاب خود، با عنوان «افکار وتوده» رابطه ی میان پیدایش عموم و خبرنگاری را از یکسو وپیدایش افکار عمومی را از سوی دیگر به تحلیل کشید. همچنین نظریه پردازان مکتب شیکاگو مانند رابرت پارک و چارلز هورتن کوی نیز به موضوع افکار عموی وارتباط آن با ساختار جامعه و تاثیرآن برتغییر در روابط اجتماعی پرداختند. از نظر کولی« افکار عمومی حاصل جمع قضاوتهای فردی اکثریت نیست بلکه  نظرات متفاوت و تبلور یافته ی همه ی اشخاص مستقل ، جدا از تعلق آنها به اکثریت یا اقلیت است. یعنی حاصل جمع ساده  نظر افراد جدا ازهم نیست، بلکه یک  سازمان ، یک محصول همکاری مبتنی برارتباط وتاثیر متقابل است».

          والر لیپمن درامریکا، کتاب« افکار عمومی » را منتشر کرد. به عقیده ی او افکار عمومی فقط حاصل جمع نظرهای خصوصی که از طریق رسانه ها در جریان اخبار قرار می گیرند نیست، بلکه زمانی موجودیت پیدا می کند که درنظرهای فردی تصور درستی از رخدادها منعکس باشد.

افکار عمومی چیست :

افکار عمومی یک پدیده ی واحد ومستقل نیست، بلکه پدیده ای است که با دیگر پدیده های گوناگون پیوند نزدیک دارد. ماهیت وصورت افکار از یک جامعه به جامعه ی دیگر وحتی از زمانی به زمان دیگر در یک جامعه تفاوت دارد. مطالعه ی افکارعمومی مقوله ای کاملا روانی- اجتماعی است . بطورخلاصه می توان گفت که افکار عمومی ، مجموعه افکار مردمی است اما در شرایط روانی و فضای جمعی خاص، بطوریکه با حذف آن شرایط واین فضا دلیل وجودی افکار بصورت یکپارچه آن از میان برداشته خواهد شد و از افکار عمومیِ متحد ومنسجم چیزی باقی نخواهد ماند.

درمعدود تعاریفی که از افکار عمومی بدست داده شده عموما به سه خصلت این پدیده اشاره شده است شامل: 

 اول : آشکاربودن: آشکار بودن افکار عمومي مستلزم شرکت افراد درمناسبات و فعاليتهاي جمعي و گروهي وبالنتیجه حضور انسانها در کنارهم وبرقراری رابطه بین آنهاست.

 دوم : آگاهانه وهوشیارانه بودن : آگاهی مردم به وجود افکارعمومی گویای اراده ی آنها در پیوستن به صفوف دیگران وبرقراری ارتباط با آنهاست.

سوم : از وسعت کافی برخوردار بودن:  وسعت پدیده نیز نشانه جمعی بودن آن وبالنتیجه  گستره حضور افراد در روابط اجتماعی است. این پدیده عام به دلیل کیفیت ارتباطی برتر پیوسته جز در بستر مردمی، یعنی جایی که تراکم جمعیت بالاست، رخ نمی نماید.

شرایط شکل گیری و گسترش افکار عمومی را به شش گروه تقسیم نموده اند:

1: باید واقعه ی مرکزی وجود داشته باشد  : ترور ، زلزله، انتخابات، سقوط هواپیما، تصادف و انفجار، جنگ عراق وایران، جنگ فلسطین وغیره واقعه ی مرکزی بشمار می روند. این وقایع به خودی خود مورد توجه قرار می گیرند ، دریک لحظه اتفاق می افتند و به سرعت افکار عمومی را تحت تاثیر قرار می دهند.

2:باید وقایع  متناوب اتفاق افتاده باشد : وقایع کوچکی که در جامعه اتفاق می افتند. وقایعی که با هم تفاوت دارند و مثل هم نیستند ، اما پشت سرهم رخ می دهند و روی زندگی اجتماعی تاثیر دارند که بایستی دولت یا شخص دیگری به آن مسئله رسیده گی کنند وآنرا حل نماید. اما یا نمی کنند و یا توان آنرا ندارند. مثل : ترافیک، گرانی و تورم، اعتصابات، کمبود مواد اولیه ی زندگی وغیره.

3-    باید فضا مساعد باشد تا افکار عمومی در بستر مردمی شکل بگیرد:    این بستر فضایی است که در صورت وجود  آن نیازهای مردمی برای ارضای این نیازها مساعد می گردد و اگر فضای مساعد موجود نباشد ، شایعه رشد  می یابد. شایعه سازی و شایعه پراکنی ، شاخصهای بارز وضعیت بحرانی است . چنانچه مردم تشنه ی شنیدن خبري باشند که به سرنوشت آنها بستگی دارد . به شایعه سازی دست می زنند تا خلاء موجود و شکاف اطلاعاتی موجود را پر کنند. شایعه در نتیجه ی ابهام وشفاف نبودن اطلاعات واطلاع رسانی نامناسب شکل  می گیرد.

4-    باید محتوای افکار عمومی با الگوهای فرهنگ جمعی مطابقت داشته باشند:  برای اینکه واقعه ای مردم را بسیج کند، باید از فرهنگ همان گروه یا جامعه تاثیرپذیرفته باشد. محتوای افکار عمومی در هر منطقه شدیداً تحت تاثیر عوامل اجتماعی ومحیطی است. به همین دلیل محتوای افکار عمومی در شهر و روستا، در یک جامعه کشاورزی ، دریک جامعه صنعتی ، درمنطقه بالا شهر و مناطق پایین شهر با یکدیگر تفاوت دارد.

5-    باید محتوای افکار عمومی پاسخگوی نیازهای ظاهری وباطنی افراد باشد:    افراد جامعه نیازهایی دارند، این نیازها به دو دسته تقسیم می شوند، شامل نیازهای ظاهری وفیزیکی مثل : غذا، پوشاک، دستمزد وغیره و یا باطنی ودرونی است مثل نیاز به ملی گرایی، بیگانه ستیزی، پیروی از مکتب یا ایدئولوژی خاص وغیره . محتوای افکار عمومی باید یکی از این دو نیاز را برطرف کند.

6-    باید افکارعمومی به واسطه ی رسانه ها گسترش یابد:     اگر رسانه ها نباشند یا نخواهند ویا نتوانند ، هیچ واقعه ای تبدیل به افکار عمومی نمی شود وشکل نخواهد گرفت. تفاوت جامعه امروزی با گذشته در همین است که در گذشته هزاران اتفاق و رویداد در جهان رخ می داد که افکار عمومی و مردم از آنها بی خبر بودند ولی در حال حاضر چون رسانه ها موضوعات مختلف را برجسته کرده اند و اطلاع رسانی می کنند افکار عمومی جهت وشکل می گیرد.

7-    باید افکار عمومی با دخالت مستقیم مردم ، اشاعه یابد:       هر روز ، ماه وسال هزاران واقعه به وقوع می پیوندد که رسانه ها فقط تعدادی ازآنها برجسته کرده و منتشر می کنند. اما آن خبری وارد افکار عمومی می شود که مردم بجای تماشاگر، بازیگر می شوند.پس موضوع مورد توجه افکار عمومی قرار می گیرد. مثل زلزله بم وشایعات بعدی که مردم هم وارد عرصه ی جامعه شدند. اصولا نحوه ی حضور مردم شکل های متفاوتی دارد .گاه بصورت یک شعار، در قالب یک علامت ، یک نماد یا یک فرهنگ نمایش داده می شود. درهمین زمینه می توان از گل لاله، مشت گره کرده، آرایش مو، یک دکمه وصدها نماد دیگر یاد کرد وگاهی هم بصورت تظاهرات، اجتماع در میدان شهر یا کم کاری در ادارات وغیره  خودرا نشان می دهد.

  8- آگاهانه بودن

9-  وسیع بودن دایره شمول

10- هوشیارانه

11-  داوطلبانه بودن حضور افراد

12-  وجود شبکه های اجتماعی وارتباطی گسترده

13- اطلاع رسانی

14- برجسته سازی

 

صرفنظر از دیدگاهها ونظرات مختلف دریک بیان عام می توان افکار عمومی را اینگونه تعریف کرد: 

 افکار عمومی نوعی داوری مردم در یک مسئله ی همگانی مورد اختلاف در زمانی مشخص است. از اینرو حاصل جمع افکار فردی نیست. بلکه نتیجه ی کنش متقابل فردی و گروهی در یک بافت فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی خاص است که در مجموع می توان آن را نوعی تولید اجتماعی نامید که دربسیاری از موارد تعیین کننده است ومی تواند خود را به گونه ای مختلف برمدیران وبرگزیدگانِ تصمیم گیرنده تحمیل کند. بعبارت دیگر، افکار عمومی نوعی آگاهی اجتماعی است که بصورت آگاهی غیر رسمی در میان عامه خاص که دارای منافع مشترک هستند، بروز می کند وجنبه ی عاطفی و ادراکی دارد واز تعصب نیز برکنار نیست. افکار عمومی اگر به شدت تعميم یابد و ماندگار باشد بصورت اجماع عمومی در  می آید.

  شایعه چیست :

شایعه را می توان از پدیده های اجتماعی – سیاسی بشمار آورد که در اغلب جوامع به نحوی وجود داشته است .

حاصل ارتباطات غیر رسمی است

ابزاری جهت تبلیغ یا دستیابی به خواستهای ذهنی و عینی از کارکردهای پنهانی برخوردار است

 می تواند در دامن زدن و شکل گیری نوعی خاص از افکار عمومی موثر واقع شود.

هم می تواند مبتنی بر واقعیاتی باشد و هم می تواند کاملا به دور از واقعیت و حقیقت باشد .

بهترین عامل درشکل گیری شایعه را می توان در نیاز مردم به کسب اطلاعات پیرامون موضوعات و حوادثی دانست که برای مردم از ارزش و اهمیت برخوردار است.

  ضعف نظام اطلاع رسانی رسمی

پنهان ماندن حقایق

آگاه نشدن

شفاف نبودن اطلاعات

زاییده اطلاعات غلط و اطلاعات ناقص است

 شفاف نبودن نظام اطلاعاتی و ارتباطی  در جامعه

شایعه از اضطراب ها ونگرانی ها و دل مشغولی های افراد جامعه بوجود مِی آید

شایعه محصول شک وابهام و بی اطلاعی از وقایع است

شایعه بعنوان یک خبر غیر رسمی که از نوعی ارتباطات غیررسمی برخوردار است  از ویژگی هایی برخوردار است  که عبارتند از:

 نامعلوم بودن منبع

تعدد وتنوع مخاطب

 سرعت نقل وانتقال سریع

 تولید سهل و آسان

کم هزینه بودن

غیررسمی بودن

 مورد اقبال واقع شدن

 محدود بودن به زمان و مکان

قریب الوقوع بودن

سنجش افکار عمومی

        امروزه مديران ، سياستمداران ، موسسات بزرگ تجاري ، بازاريابان ، روابط عمومي ها ، سازمانهاي مختلف، جامعه شناسان و... براي شناسايي نگرش ها ، ارزيابي ها ،عقايد ،نظرات و بطور كلي براي شناخت ديدگاهاي مختلف مخاطبان خويش از جمله كاركنان ، مشتريان ، مشتركان ، مصرف كنندگان، ذي نفعان و طيف هاي مختلف افراد جامعه كه به نوعي با عملكرد و فعاليتهاي آنها در ارتباطند دست به انجام نظرسنجي و اخذ نظرات آنان مي كنند و از اين راه سعي در شناسايي نظرات ايشان و برنامه ريزي در جهت تحقق اهداف خود با توجه به دبدگاههاي گوناگون مخاطبان به منظور موفقيت و تعالي هرچه بيشتر در ارائه خدمات و محصولات خود مي باشند .

مزایا و محاسن نظر سنجی و افکارسنجی :

 1-  سنجش افكار عامل شناخت نظرات عمومی یا وسیله ی کسب خبر برای مدیران است . مهمترین مزیت و ویژگی نظرسنجی این است که باعث شناخت نظرات عمومی می شود. معمولا بهترین روشي که بتوان از نظرات مردم آگاه شد، پرسیدن است وافکار سنجی این امکان را فراهم می کند که از مردم بپرسید چگونه فکر می کنند ؟ چگونه زندگی می کنند؟  چه می خواهند ؟ و ...

2- سنجش افکار باعث صرفه جویی درهزینه ها می شود .

3-  باعث شناخت مخاطب می شود

4- با  شناخت مخاطبان واقعي ، پیام برای افرادی که مخاطب نیستند ارسال نمی شود.

5 - سنجش افکار از بحران ها جلوگیری می کند . سنجش افکار موجب می شود مشکلات کوچک پیش از آنکه از کنترل خارج شوند کشف و اصلاح شوند.

4- سنجش افکار ، ارتباط و اقناع را موثرتر می سازد، برای اینکه برقراری ارتباط بایک گروه واقناع آنها موثرتر صورت گیردباید افرادآن گروه به دقت مورد مطالعه قرار گیرد، زیرا هر گروه از مردم دارای ویژگی های مخصوص به خود هستند و برقراری ارتباط با هر گروه مستلزم شناخت ویژگی های همان گروه است.

پیشینه انجام نظرسنجی ها:

پیشینه انجام نظرسنجی ها و بخصوص پژوهش درزمینه ی افکار عمومی دارای شش مبدا تاریخی است.

اولین مبدا: نخستین نظرسنجی یا مشاهده افکار عمومی یا جامعه سنجی در 3000 سال قبل از میلاد در مصر انجام شد وهدف آن بررسی امکانات مردم، بدست آوردن تعداد آمار زنان، مردان، کودکان و برآوردی از جامعه جهت برنامه ریزی اداره امور کشور بود.

 دومین مبدا: مربوط به سال 1450 میلادی یا زمان آغاز فعالیت های گسترده منجمان شرقی(ایران واعراب) است که بعدها با اختراع صنعت چاپ در قرن شانزدهم مورد استفاده بیشتری قرار می گرفت. دراین ایام نظر خواهی بیشتر از طریق مشاهده و پرسش از صاحبنظران صورت می گرفت.

سومین مبدا: از قرن هیجدهم آغاز می شود، در این دوره برای ایجاد نظم و ترتيب درگردآوری اطلاعات از پرسشنامه استفاده می کنند. پژوهش مربوط به سال 1787 با استفاده از همین روش صورت گرفته است.«سرفردریک مرتون ایدن» پرسشگری را به همراه  پرسشنامه بمدت یکسال به مسافرت فرستاد و برهمین اساس در سال 1797 میلادی گزارش خود را درباره ی فقرا به چاپ رساند.

چهارمین مبدا: از قرن نوزدهم آغاز می شود و تا اوایل قرن بیستم ادامه دارد، قرن نوزدهم قرنی است که در تاریخ ، بشر نمونه و از لحاظ تحولات اجتماعی سرآمد است. در چنین دورانی است که مکاتب فلسفی، اجتماعی ، اقتصادی ،که در میانه ی قرن نوزدهم بوجود آمده بودند، موجب تحولاتی در علوم اجتماعی می شوند . در این هنگام « ام بوت» در انگلستان پژوهش خود درباره ی وضعیت زندگی در محله های فقیر نشین لندن را انجام داد، همچنین در قرن نوزدهم کارل مارکس به انجام پژوهش پیمایشی شامل 25000 پرسشنامه پستی مبادرت ورزید و « ماکس وبر» در اوایل قرن بیستم در مطالعه ی کارخانه ها از روش پیمایشی بهره جست. این وضعیت تا اواخر جنگ جهانی اول ادامه یافت. از این رو از سال 1907 م به بعد موسسه هایی پدید آمد که تمامی کوشش خود را مصروف مطالعات علمی در زمینه ی مسایل اجتماعی بویژه پیمایش می کردند .

مبدا پنجم: در سالهای بین دو جنگ جهانی است که ضمن فعالیتهای وسیعی كه در زمینه های تحقیقات صورت می گیرد، روشهای کنونی بتدریج توسعه می یابند بصورت فنونی مستقل در می آیند. دراین ایام برای نخستین بار درسال 1934 م «موسسه آمریکایی سنجش افکار» تاسیس می شود. این نخستین سازمان  نظرسنجی به شیوه ی امروزی است که درحوزه ی روزنامه نگاری، مبارزات انتخاباتی و پژوهشهای بازاریابی ایجاد شد که هنوز به فعالیتهای خود ادامه می دهد. بعد از آن موسسات دیگر پژوهشی نظیر «جرج گالوپ» و « الموروپر» وهمچنین «آرچیپالد کراسی» پدید آمدند و هریک برای پیش بینی صحیح نتایج انتخابات ریاست جمهوری درسال 1936 م ازروش سنجش افکار استفاده کردند .

مبدا ششم: بعد از جنگ جهانی دوم آغاز مي شود. در این دوران به علت کامل شدن فنون نظرسنجی ، اهمیت منطق نظرسنجی بطور کامل شناخته شد بطوریکه از سال 1950 م به این سو کارشناسان شناخت افکار عمومی در امریکا وسپس با تاخیر در دیگر کشورهای اروپایی، بهره گیری از فنون آماری و رایانه ای توانستند اطلاعات وسیعی از طریق سنجش افکار بدست آورند وبا تجزیه وتحلیل آنها به نتایج ارزشمندی برسند.

نقش وسائل ارتباط جمعی در شکل گیری افکار عمومی :

در میان وسایل ارتباط جمعی، مطبوعات در صفِ اوّل عوامل شکل دهنده افکار عمومی قرار دارد زیرا که به دلایل گوناگون از جمله ماندگار بودن و در هر لحظه و برهه از زمان دستیاب بودن و همچنین قیمت ارزان و تنوع مطالب و محتوا، تمام گروهها و طبقات مختلف مردم را مخاطب قرار می دهند.

در تبیین مفهوم و معنای افکار عمومی سخن بسیار است و صاحبنظران، دانشمندان، روانشناسان، جامعه شناسان اجتماعی و در نهایت تمام آنها که درباره مسائل جامعه و خصوصیات و ویژگیهای آن به مطالعه، بررسی و تحقیق می پردازند و همچنان آن را مورد توجه قرار می دهند، پدیده افکار عمومی را نیز همراه با مطالعات و تحقیقات گوناگون خود به عنوان یک مقوله یا امر مهم و اثرگذار در تمام شؤون زندگی اجتماعی هر جامعه تلقی می کنند و نقش و اثر آن را مورد تأکید قرار می دهند.

از افکار عمومی تعاریف و برداشتهای مختلف ارائه شده است، گروهی آن را حالت احساسی یا عاطفی بارز یک ملّت می شمارند، گروه دیگر آن را تجلّی گرایشهای ذهنی مردم نسبت به یک امر مورد اختلاف خوانده اند، عده ای آن را مجموعه عقاید افرادی دانسته اند که میان آنها توافقی ایجاد شده باشد، بعضی نیز معتقدند که افکار عمومی مجموعه ای از مفاهیم، معتقدات، تصوّرات ذهنی، آمال و آرزوهای گوناگون و تعصّبات قومی است که در شرایط زیست گروهی مردم یک جامعه بروز می کند، عده ای نیز پا را فراتر گذاشته و در مفهوم وسیع آن، تمام طرز زندگی یک ملّت یعنی همان مقوله را که علمای علوم اجتماعی «فرهنگ» می نامند، مترادف با افکار عمومی دانسته اند.

تعاریف دیگری نیز از افکار عمومی ارائه شده است از جمله اینکه «افکار عمومی تجلّی عمیق ترین خواستها و نیازهای یک ملّت است که ناشی از مجموعه تعبیرات و تفسیرات و ارزیابی و قضاوت مردم نسبت به حوادث و وقایع روز است»، و تعریف دیگر اینکه «افکار عمومی مجموعه ای از باورها و انگاشتهای افراد پیرامون یک محدوده زندگی در زمینه مسائلی است که برای آن افراد حائز اهمیت همگانی است».

با توجه به مفاهیم و تعاریفی که به عنوان نمونه از افکار عمومی ارائه شد و دقت نظر در هریک از آنها، این نتیجه حاصل می گردد که افکار عمومی یک نیرو و برآیند اجتماعی است که دارای قدرت و حرکت است و به مثابه یک حکم قوی و تقریباً محکمه ای است هرچند که قدرت اجرایی ندارد امّا نمی توان به احکام صادرشده از این مرجع بی اعتنا بود، و به همین دلیل نقش و اهمیت آن بیشتر جلوه می نماید و ضرورت دقت و بازنگری مجدد و مکرر و همیشگی نسبت به آن را بازمی نمایاند.

● مطبوعات و افکار عمومی

به همان اندازه که شناخت مفهوم و اهمیت افکار عمومی باید مورد توجه و دقت نظر منطقی و اصولی و مستمر قرار گیرد، آشنایی با عوامل تشکیل دهنده یا به عبارت دیگر عوامل مؤثر در شکل گیری و تجلّی این پدیده نیز مهم، راهگشا و قابل توجه است.

وسایل ارتباط جمعی از جمله مهمترین عوامل تشکیل دهنده افکار عمومی هستند و امروزه در کشورها و جوامعی که توسعه یافته نامیده می شوند و از نظر کمی و کیفی، وسایل ارتباط جمعی و تعداد افراد باسواد در آنها در سطح بالا و چشمگیر است، افکار عمومی پویا، بیدار و آگاه و اثرگذار نیز وجود دارد و در حقیقت می توان اذعان داشت که در دنیای امروز، افکار عمومی پیدایش، رشد و توسعه خود را مدیون وسایل ارتباط جمعی است.

در میان وسایل ارتباط جمعی، مطبوعات در صفِ اوّل عوامل شکل دهنده افکار عمومی قرار دارد زیرا که به دلایل گوناگون از جمله ماندگار بودن و در هر لحظه و برهه از زمان دستیاب بودن و همچنین قیمت ارزان و تنوع مطالب و محتوا، تمام گروهها و طبقات مختلف مردم را مخاطب قرار می دهند و در نتیجه در سطح وسیع و گسترده بر افکار عمومی اثر می گذارند. از سوی دیگر اعتماد و اطمینان مردم در اغلب موارد نسبت به مطبوعات بیشتر از سایر رسانه های جمعی است و حاصل این ارتباط دوسویه بین مردم و مطبوعات، تنویر و تشکیل افکار عمومی است.

افکار عمومی فقط جنبه ملّی و داخلی ندارد، بلکه امروزه به واسطه ارتباط کشورها با یکدیگر و در نتیجه ارتباط فرهنگها با هم و کوتاهی عرصه دنیا بر اثر سرعت شگرف ایجاد و پیشرفت وسایل ارتباط جمعی و راههای ارتباطی و وسایل نقلیه مدرن که بازار وسیعی برای مبادله افکار و عقاید و همچنین مبادله کالاها و خدمات به وجود آورده است و نیز گسترش نهادهای آموزشی و افزایش تعداد باسوادان، یک نوع افکار عمومی جهانی و بین المللی پدید آمده است که بر افکار عمومی ملّی هم تأثیر می گذارد. نشریه هایی که در سایر کشورها و جوامع بجز محل انتشار خود هم منتشر می شوند در شکل گیری افکار عمومی جهانی نقش و اهمیت بسزایی دارند. مطبوعات قادرند که به آسانی مطالب و محتویات خود را در افکار نشر دهند.

در دنیای امروز، مطبوعات علاوه بر وظیفه اصلیشان که همانا خبررسانی است، با مطالب و موضوعات مختلف در زمینه های گوناگون و حتی قصه و داستان و عکس و کاریکاتور و مطالب طنز و... می توانند به نحو بارز، تأثیراتی عمیق بر افکار مردم یعنی «خوانندگان» برجای بگذارند و در اکثر موارد صحنه ها، شخصیتها، حوادث و عبارات و جملات درج و یا منعکس شده در مطبوعات به صورت زنده و روشن حتی پس از گذشت سالها به عنوان جزیی از خاطره ها در یادها باقی می مانند.

مطبوعات در عین حال که عامل ایجاد و حرکت افکار عمومی هستند، در بعضی از موارد باعث رکود و سکون آن نیز می شوند و به این جهت هم در حکومتهای مردمی و هم در حکومتهای دیکتاتوری و تحمیلی، به مطبوعات و سایر وسایل ارتباط جمعی اهمیت فوق العاده داده می شود، و در هر دو نوع این حکومت ها، مطبوعات از ویژگی و جایگاهی خاص برخوردارند.

● نقشهای گوناگون مطبوعات

در زمینه نقشهای گوناگون مطبوعات می توان گفت که:

از آنجا که مطبوعات افقها را وسیع می سازند، دیدگاهها و جهان نگریها را وسعت می بخشند، استعدادها را شکوفا می نمایند، مردم را سرگرم می کنند، فزون خواهی را در میان مردم رواج می دهند، بنابراین همکاری و مشارکت را در بین مردم ایجاد می کنند.

چون که مطبوعات به مردم کشورهای مختلف به ویژه مردم کشورهای در حال رشد کمک می کنند تا با طرز زندگی مردم سایر نقاط دنیا آشنا شوند و به زندگی خود با دید و برداشتی عمیق و نو بنگرند و در آنان حس مقایسه و کنجکاوی به وجود آید، در نتیجه موجب بروز تغییر و تحولاتی در میان جوامع می شوند.

از طریق مطبوعات می توان یک نوع همدردی و همفکری و یکسانی و یکدلی در میان مردم جهان به وجود آورد، به عنوان مثال انتشار خبر وقوع جنگ، طوفان، سیل و زلزله در یک نقطه از دنیا، مسافرت فلان شخصیت سیاسی و دیگر تغییرات و تحولات ملّی و جهانی و اختراعات و اکتشافات جدید، در مطبوعات، افکار خوانندگان را به هم نزدیک می کند و در نتیجه همدردی و مساعدت در میان مردم جهان یا یک قاره و منطقه جغرافیایی وسیع را بدون آنکه با هم ارتباط رودررو و شفاهی داشته باشند، به وجود می آورد.

مطبوعات با اینکه در آن واحد به گروههای متعدد مردم با نگرشها و طرزتلقیهای گوناگون می رسند به هر حال تأثیرشان در اذهان مخاطبان یعنی مردم انکارناپذیر است و این به واسطه تأثیر پی درپی و مداوم آنهاست که مجال تفکر و اندیشه بیشتر را باقی می گذارند و طبیعتاً اثر و نقش مهم و مؤثر و دگرگون ساز دارند.

مطبوعات درایجاد ارزشهای جدید نقش و اهمیت بسزا دارند و گاهی نفی کننده ارزشهای قدیمی هستند که این مسأله بستگی به عوامل و عناصر بسیار مثل میزان پایبندی به اعتقادات، آداب و رسوم و سنن در بین مردم و شرایط و اوضاع و احوال و موقعیت اجتماعی و به طور کلی فرهنگ قومی و ملّی دارد.

مطبوعات در مواردی می توانند نقش آگاه کننده برای سیاستمداران از چگونگی وضعیت افکار عمومی یک کشور داشته باشند. روزنامه ها و مجله ها، خواستها و آرزوها و نیازهای مردم را چاپ می کنند و با مقاله ها و مطالب خود باعث می شوند که فی المثل نامزدهای انتخاباتی از چگونگی عقاید عمومی باخبر گردند و سیاستهای خویش را بر پایه خواستها و نظرات مردم بنیان گذارند. از سوی دیگر خوانندگان می توانند در صفحه ها و ستونهای مخصوصی که برای چاپ نامه ها و نظرهای آنان درنظر گرفته شده اند (و همیشه در میان خوانندگان با استقبال زیاد روبه رو هستند). عقاید و نظرات خویش را ابراز کنند و حتی شکایتها، انتقادها و پیشنهادهای خود را مطرح کنند، به طوری که در برخی از موارد، مسؤولان و مدیران را در مورد مسأله ای خاص زیر سؤال ببرند و با انعکاس فکر خود در مطبوعات و پیگیری آن، مسائل و مشکلات مهمی را که دیگران نیز با آنها دست به گریبان هستند مورد توجه قرار دهند.

مجله های خبری و اقتصادی و اجتماعی هفتگی و ماهانه نیز نقش بسیار مهمی در تشکیل افکار عمومی دارند زیرا که ارتباط بین توده مردم و رهبران سیاسی و همچنین خبرگان اقتصادی جامعه را فراهم می سازند و به دلیل آنکه فرصت کافی برای نوشتن مقاله ها و تفسیرهای خود دارند معمولاً بحثهای دقیق و عمیق و گسترده ای درباره مسائل اجتماع مطرح می کنند و همچنین از طریق چاپ گزارشهای گوناگون و نقدها و تفسیرهای مختلف، بحثهای به اصطلاح داغ، را در محافل و مجامع ایجاد می کنند و در نهایت افکار عمومی را به سوی خود جلب می نمایند.

مؤسسات آمارگیری و سنجش افکار نیز، که با تحقیقات وسیع و دقیق خود از افکار عمومی باخبر می گردند، در بیشتر موارد از طریق وسایل ارتباط جمعی و از همه مهمتر و در مواردی گسترده تر و افزونتر از مطبوعات، به این امر دست پیدا می کنند و نتایج به دست آمده را در اختیار دولتمردان و تصمیم گیرندگان و مسؤولان اجرایی جامعه می گذارند تا براساس آنها (افکار عمومی)، تغییر در تصمیمات و اتخاذ خط مشی های جدید را دنبال کنند.

وقتی که وضع نامطلوب و یا یک کار غیرقانونی و خلاف از طریق مطبوعات برملا و افشا می شود، افکار عمومی علیه آن تهییج می گردد و خواهان رسیدگی و پیگیری آن مورد و وضع خاص می شود، و چون که مطبوعات بازار انعکاس افکار سیاسی هستند، از طریق آنها عملکردها و خطمشی ها و هدفهای دولتها در معرض قضاوت و ارزیابی مردم قرار می گیرد و مفسران، موافقان، مخالفان و همچنین توده مردم، هریک به زعم و سهم خود، به اظهارنظر می پردازند و از جمع بندی و یا تضارب افکار، یک نظر کلی و واحد حاصل می شود، و حتی گاهی می بینیم که مطالبی که روزنامه نگاران از وقایع نقل می کنند و یا به ریشه یابی مسأله ای می پردازند، در اماکن عمومی و یا تریبونهای مختلف و باشگاهها و کلاسهای درس نیز مردم به بحث درباره آن موضوع می پردازند.

وقتی که یک مقام عالیرتبه دولتی می خواهد از افکار عمومی در مورد یک فکر یا یک موضوع آگاه شود و آن را دریافت کند، معمولاً آن عقیده را از طریق مطبوعات در معرض قضاوت عامه قرار می دهد و یا اینکه مصاحبه هایی با خبرنگاران مطبوعات و دیگر وسایل ارتباط جمعی برگزار می کند و به این صورت از واکنش مثبت و یا منفی مردم مطلع می گردد. براثر این کار روزنامه نگاران و مفسران نکات اصلی مصاحبه یا نوشته و گفته وی را انتخاب می کنند و در مورد آن به بحث و شرح و تفصیل و تنقید می پردازند و بزودی مردم از چگونگی اجرای آن عقیده یا تصمیم مطلع می گردند و نظرات خود را نسبت به آن ابراز می نمایند. اگر این نقشه، مخالفان زیاد در مقابل خویش داشته باشد، بزودی بر اثر فشار گروههای مخالف از میان می رود و اگر تعداد موافقان بیشتر باشد به مرحله اجرا در می آید و در حقیقت پس از بازخورد افکار عمومی، تجلّی خود را باز می یابد.

از طریق مطبوعات، افکار عمومی تحت تأثیر تبلیغات قرار می گیرد و در مواردی، یک قالب فکری از پیش تعیین شده به وجود می آید که همواره و به طور مستمر مورد توجه مؤسسات تجاری و بازرگانی و جمعیتهای سیاسی و احزاب و جناحهاست. البته این نکته را هم باید اضافه کرد که در بعضی از موارد تبلیغات نمی تواند در یک جامعه فهیم معیارها و اصول منطقی و ریشه دار اثرگذار باشد.

مطبوعات، مخدر یا محرک افکار عمومی

مطبوعات می توانند از یک طرف ناشر افکار مردم و از سوی دیگر راهنمای همان افکار باشند و خود را نماینده مردم نیز بدانند. مطبوعات می توانند شورشگران را آرام سازند یا مردم را تحریک کنند، سیاست دولتها را تغییر دهند و تاریخ ملّتها را رنگی دیگر ببخشند.

مطبوعات قهرمانان سیاسی و اجتماعی می سازند و از بین می برند، موارد اشتباه، ارتشاء، غفلت و انحراف را برملا می سازند و نیز قادرند بسیاری از جنایتها و خرابکاریها را بپوشانند و توجه مردم را از آنها منحرف سازند.

مطبوعات در مواردی می توانند به طور دائم به پخش پیام بپردازند و عکس العملهای خوانندگان را یکسان سازند. این امر دلیلی بر قدرت و نفوذ مطبوعات است. دلیل روشن دیگری که می توان ذکر کرد پول و سرمایه ای است که صاحبان آگهیها، سیاستمداران و گروههای مختلف اجتماع در مقابل خدمات تبلیغاتی مطبوعات، به آنها می پردازند.

تسلط وسایل ارتباط جمعی و به ویژه مطبوعات بر افکار عمومی واقعیتی است انکارناپذیر و مشخصاً در دنیای سرمایه داری امروز، مطبوعات به تدریج ارزش و موقعیت اوّلیه خود را از دست داده اند. این ابزار که پس از انقلاب کبیر فرانسه بزرگترین سلاح مبارزه در راه کسب آزادی و عدالتخواهی محسوب می شد و به عنوان مظهر و نماد دموکراسی و برابری و وحدت ملّی از اروپای غربی به سایر نقاط جهان نفوذ کرد، اکنون پس از گذشت بیش از دو قرن تا حدودی نقش خلاق و سازنده و اغلب ارزشهای سازنده خود را به عنوان پیشاهنگ مبارزات انقلابی و مردمی گم کرده است و در بسیاری از موارد به صورت وسیله ای برای انحراف و تحریف افکار عمومی درآمده است که عده ای به وسیله آنها می کوشند تا آزادی عقیده را از بین ببرند و مردم را به صورت ماشینی هرچه بهتر برای مصرف بیشتر بدون هیچ ویژگی انسانی و اخلاقی درآورند.

در مورد نقش مطبوعات در تحولات سیاسی و رشد افکار عمومی می توان به نقش روزنامه های برون مرزی برای ایرانیان اشاره کرد که در بیداری و تنویر افکار عمومی مردم کشورمان در زمان قاجار و پس از آن بسیار مؤثر و کارساز بوده است.