سابقه تاریخی تبلیغات :

از همان ابتداي خلقت و اولين تبادل لبخند هاي آدم و حوا ، القائات شيطان به آ دم براي ترغيب وي به خوردن ميوه ممنوعه در بهشت ، حك اولين تصاوير و نقوش و خطوط انسانهاي نخستين بر ديواره هاي غارها و همچنين سخنرانيها ، ترانه ها ، سنگ نبشته ها ، فرامين مشهور تاريخي و نمونه هاي بسياري از اين دست همه به نوعي تجلي و تحرك تبليغي بوده است .

در ابتدا تبليغات به وسيله پيامهاي شفاهي و به طريق چهره به چهره و اقوال كوچه و بازار صورت مي گرفته است . و بعدها كتاب مهمترين وسيله نشر اطلاعات و تبلغ گرديد ، تبليغات مذهبي به وسيله مساجد ، منابر و مناره ها و گلدسته ها ، كليسا ها ، معابد و مدرسه و كتاب انجام گرفت . پيشرفت علوم و صنايع و هنر و ادبيات و تكنولوژي مدرن باعث شد تا تبليغات به صورت مجهز به ابزار روز و شيوه هاي جديد بشود .

تبلیغات‌:

 تبلیغات را که جمع تبلیغ و به معنای ابلاغ و رساندن پیام است، شاید بتوان یکی از خلاقیتهای زیبایی شناسی بشر دانست که توانسته است بخصوص در نیمه دوم قرن بیستم در همه زمانها و مکانها حضور یابد و نقش آفرینی کند.
این پدیده به عنوان یک فرایند ارتباطی آثار مثبت و منفی را با توجه به نقش های فرستنده و گیرنده و این که چه کسی تبلیغ می کند، چه موقع تبلیغ می کند، کجا تبلیغ می کند، چه تبلیغ می کند و چرا تبلیغ می کند، در پی دارد.
آثار منفی و مثبت آن بخصوص در سطحی کردن نگرش مردم وآثار مثبت آن بر تولید و توزیع و مصرف کالا بخصوص به عنوان استراتژی رقابت در عرصه اقتصادی هر روزه در محافل جامعه شناسی و ارتباطات مطرح و مورد نظر قرار می گیرد. بطوری که مکاتب بزرگی همچون مکتب انتقادی فرانکفورت یکی از محوری ترین مباحث خود را نقش مخرب آگهی تبلیغاتی قرار داده است.
به همین خاطر است که تبلیغات در عمل گاهی مقدس و مشروع تلقی می شود ( کاربرد اخلاقی مذهب ) که اطلاع رسان، بازگوکننده عقاید، گروه، جمعیت، حزب و یا توضیح دهنده پیشرفتها و کارکردها و اطلاعات واقعی رویدادها و مشخصات صحیح اشیاء و کالایی است که سطح آگاهی های عمومی مردم را بالا می برد.
و گاهی واژه تبلیغ در اذهان عمومی با سوء ظن همراه است. و زمانی است که مخاطبین پیام را مشکوک، ناقص، دروغ و مغرضانه می پندارند و در مقابل آن واکنش خشم و نفرت از خود بروز می دهد به طور کلی تبلیغات جهت دادن به جریانی از پیش موجود است. با این مقدمه به تعاریف مختلف تبلیغات از دیدگاه صاحب نظران پرداخته می شود.

تعریف تبلیغ :
در زبانها و فرهنگها، اصلاحات گوناگونی به منظور بیان مفهوم تبلیغ استعمال می گردد. مثلاً در لغت عرب «تبلیغ» دعوت، اعلام و دعایه و امثال آن، درفرهنگ غربی معمولاً واژه پروپاگاندا(
propaganda) و یا ایندوکتری نیشن (Indoctrination
) مورد استفاده قرار می گیرد. پروپاگاندا از ریشه لغت لاتینی پروپارگاره مشتق شده است کلمه پروپارگاره به معنای نشا کردن برای تولید مجدد گیاه و به الطبع تولید کردن و تولید مثل است و معنی وسیع و کلی تر آن پخش کردن و افزودن است. اما در اصطلاح تعاریف متفاوتی از تبلیغات از سوی اندیشمندان و صاحب نظران ارائه شده است که به بعضی از موارد مهم آن اشاره می شود.
ساده ترین تعریف از تبلیغ توسط دکتر دانیل «استاریچ» ارائه شده است. وی معتقد است که آگهی نمایشی است که به وسیله یک شخص یا یک مؤ سسه معین انتشار می یابد و هدف آن نفوذ در عقاید و اعمال مردم است.
تبلیغات عبارت است از: ارتباط و معرفی غیر شخصی محصول یا خدمت از طریق حاملهای مختلف در مقابل دریافت وجه برای مؤسسات انتفاعی و غیرانتفاعی، یا افرادی که به نحوی در پیام مشخص شده اند.
تبلیغ عبارت است از نشر و پخش یک اصل و مقصود نهایی از طریق افزایش یا گسترش و تکثیر طبیعی در شرایط زمانی و مکانی مخصوص.
تبلیغات عبارت است از اعمال نظریات یا اعلان اطلاعات خاص به منظور کسب آراء یا تمایلات مطلوب.
تبلیغ عبارت است از: فرایندی که طی آن یک یا چند نفر می کوشند تا با برقراری ارتباط توسط یک یا چند رسانه ارتباطی بر روی عقیده، اندیشه و رفتار یک یا چند نفر تاثیر بگذارند.
در کتاب مبانی تبلیغ در تعریف تبلیغ چنین می خوانیم: تبلیغ در سالمترین، طبیعی ترین و اصولی ترین شکل آن نوعی آموزش است به منظور نشر دانش و آگاهی های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و نشر ارزشها و سجایای اخلاقی صورت می گیرد.
در مقدمه کتاب گامهایی در راه تبلیغ نیز چنین می خوانیم: تبلیغات عبارت است از القاء ظریف منویات یک فرد یا گروه یا یک نظام است.
و حضرت امام در مورد اهمیت تبلیغات فرموده اند: تبلیغات همان شناساندن خوبی ها و تشویق به انجام آن و ترسیم بدیها و نشان دادن راه گریز و منع آن است. و.....
عده ای منظور از تبلیغ یا پروپاگاندا(
propaganda) را که خود از نام و عملکرد (congreqatio deopaagqfl ) یا مجمع تبلیغ و ترویج ایمان مشتق شده است به معنی پخش یا تحریک و یا به حرکت واداشتن اندیشه های ویژه می دانند. آنان بر این باورند که پروپاگاندا به معنی دروغ، تحریف، فریب، جنگ روانی و شستشوی مغزی بکار می رود و هویت یک پیام به عنوان پروپاگاندا، از معنای منفی و نادرست آن شناسایی می شود.

 گارث. اس. باوت و ویکتوریا ادراس با چنین دیدگاهی تبلیغ را به پنج نوع تقسیم می کند:
1- تبلیغ آشوب آفرین یا هیجانی: در این نوع تبلیغ سعی می شود مخاطب به سوی اهداف معین هدایت شود.
2- تبلیغ وحدت بخش: در این نوع تبلیغ تلاش منبع در راستای منفعل کردن مخاطب است.
3- تبلیغ سفید: در این نوع تبلیغ علی رغم اینکه منبع مشخص است و اطلاعات پیام ارسالی از طرف او صحت دارد، تلاش منبع ایجاد اعتبار در نزد مخاطب است.
4- تبلیغ خاکستری: در این نوع تبلیغ ممکن است منبع پیام، مشخص یا نامشخص باشد و احتمال دارد اطلاعات پیام نیز درست یا نادرست باشد.
5- تبلیغ سیاه: در این نوع تبلیغ، اطلاعات پیام، نادرست و ساختگی بوده و هدف منبع نیرنگ آمیز است.

 


اگر در هر یک از انواع تبلیغات دقت کنیم در می یابیم که مهمترین ویژگی آنها نادیده انگاشتن نقش مخاطب است. همچنین بعضی ها معتقدند که در تبلیغ سعی می شود اراده مردم، تفکر، نگرش و جهان بینی آنان به سوی عامل تبلیغ جلب شود. یعنی مبلّغ بجای مخاطب خود فکر می کند و عقاید خود را بر آنان تحمیل می کند.
«ژان ماری دمناچ» پنج قاعده را برای تبلیغات بر می شمارد که شامل بیان هر چه ساده تر عقاید، دستکاری اطلاعات، تاکید مکرر بر موضوعات بنیادی و اصلی، توجه به مخاطبان مطلوب و القاء وجود اتفاق نظرها هستند.
«گوبلز» با مطرح کردن تبلیغات اعلام می کند هر نوع ابزاری که به هدف تسلط بر توده ها کمک کند، خوب است.
«هانت دوگرونیک» نیز در توضیح الگوهای روابط عمومی با اشاره به الگوی یکسویه نامتقارن یا ناهمسنگ می گوید: در این نوع ارتباط پیامی که از طرف منبع به مخاطب منتقل می شود دارای سمت گیری جانبدارانه یا نفع پرستانه است و تنها به منافع موسسه فکر می شود.
«مرحوم علی اسدی» در کتاب افکار عمومی و تبلیغات ضمن اشاره به تعاریف مربوط به تبلیغات در نظریات خوش بینانه و بد بینانه در بخش نتیجه گیری، ویژگی های تبلیغات نوین را: «عینیت، عدم دلبستگی، پنهان کاری و ظرافت علمی» میداند.

 

شکل تبلیغات در جامعه قبل از انقلاب صنعتی:

1- ارتباط رو در رو و شفاهی بود

2- تولیدات محدود و مشتریان نیز محدود بود

3- مشتریان شناخته شده بودند و برعکس فروشنده هم شناخته شده بود

4- بر رابطه مشتری و فروشنده اعتماد حاکم بود

5- کالاه به درستی معرفی می شدند

6- کالاهای تولیدی منطبق با خصوصیات فرهنگی جامعه بود .

7- کالاها مورد احتیاج واقعی مردم بود نه بر اساس نیاز کاذب  

8- خرید کالا بر اساس نیاز و اندازه مصرف بود  و نشان هنده پایگاه اجتماعی نبود .

9- تنوع تولید کاتا کم بود  و انتخاب کالا راحت تر صورت می گرفت

10- از خود بیگانگی وجود نداشت .

11-  فاصله منبع و مصرف کننده کم بود

12- مبادلات بیشتر به صورت تهاتری بود

13- احساس رضایت طرفین در مبادله  الا

شکل تبلیغات در جامعه بعد از اختراع چاپ :

1- انقلاب صنعتی و اختراع دستگاه چاپ

2- گسترش ارتباط نوشتاری

3- پدید آمدن وسائل ارتباط جمعی

4- پدید آمدن تولیدات انبوه و متنوع

5- تلاش برای جذب و نگهداشت مشتری برای فروش مستمر کالا

6- رقابت با تولید کنندگان دیگر

7- تولید کالاهای متنوع و تبلیغات سنگین  و انتخاب مشگل کالا

8- تولید بیش از اندازه کالا ها بر اساس نفع و منفعت نه رفع احتیاج مشتری

9- کالاهای تولیدی منطبق با خصوصیات فرهنگی جامعه نبود .

10- گسترش شی سروری در جامعه

11- بروز از خود بیگانگی در جامعه .

12- گسترش رسانه های جمعی و استفاده از آنها در تبلیغات

13- استفاده از دانش روز در تبلیغات

14- استفاده از سوپر استار ها در تبلیغات

15- مشتری و فروشنده همدیگر را نمشناسند

ویژگی کلی تبلیغات :

1- یکسویه بودن تباط مبلغ با مخاطب

2- منبع محدود ، مخاطب بیشتر

3- مشروعیت استفاده از هر وسیله برای رسیدن به هدف

4- هدف احتمالا" اخلاقی نباشد هدف توسط مبلغ تعیین و سود محور است .

5- توجه صرف به منافع سازمان

6- دستکاری اطلاعات در جریان تبلیغ

7- تحمیل عقاید مبلغ بر مخاطب

هدف یکرنگ کردن جامعه می باشد

9- تخریب رقیب  به صورت مستقیم و غیر مستقیم

10- تعریف بیش از انازه نقطه قوت کالا و عدم اشاره به نقطه ضعف

11- استفاده از ابزارهای تحریک کننده

12- استفاده از نقاط ضعف مخاطب با شناسائی آنها

13- عدم توجه به بازخورد 15- استفاده از دانش روانشناسی و مردم شناسی

14- استفاده از هزینه های کلان در تبلیغات و طراحی آن

15- تلاش برای گسترش شی سروری در جامعه

16- تلاش برای هدف قرار دادن جوانان و زنان به علت احساسی بودن

17- استفاده از رسانه های تصویری

18- تلاش برای استفاده از زمان برتر در رسانه ها

19- القا وجود  اتفاق نظر ها

20- نداشتن ظرافت علمی

21- اضطراب آور بودن برای مخاطب

نیاز به تبلیغات در جامعه امروزی :

1- تنوع محصولات بوجود می آید

2- نو آوری در تولید محصولات حاصل می شود

3- باعث ایجاد رقابت می شود

4- باعث شفاف شدن جامعه می شود

5- حجم داد و ستد را افزایش می دهد

6- باعث رونق با زار می شود

7- مشتری مردد را به مشتری مصمم تبدیل می کند

8- به افزایش نشاط در جامعه منجر می شود به خصوص در میان جوانان

9- رسانه  ها ی جمعی را تقویت می کند

10- باعث بوجود آمدن عادات در مشتری می شود

11- باعث رقابت و کاهش قیمت می شود

12- گاها" باعث افزایش اعتماد می شود

13- باعث شناخته و مشهور شدن برند خاصی می شود

14- تبلیغات منجر به افزایش روحیه کارکنان می شود

15- به ایجاد مداوم کالا کمک می کند

 

 

ویژگی تبلیغات :

 

 از ویژگیهای‌ اصلی‌ تبلیغات‌ می‌توان‌ موارد زیر را برشمرد:

 

1. یک‌ سویه‌ بودن‌ ارتباط مبلغ‌ (منبع‌) با مخاطب‌

 

2. مشروعیت‌ استفاده‌ از راه‌ها و ابزارهای‌ مختلف‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ هدف‌

 

3. توجه‌ صرف‌ به‌ منافع‌ سازمان‌ یا منبع‌

 

4. دستکاری‌ اطلاعات‌ در جریان‌ تبلیغ‌

 

5. تحمیل‌ عقاید به‌ مخاطب‌

 

6. توجه‌ به «اقناع» در شکل‌ متعالی‌ تبلیغ‌

 

7- تخریب رقیب به صورت مستقیم و غیر مستقیم

 

8- تعریف نقاط قوت کالا و خدمات

 

9- عدم اشاره به نقاط ضعف کالا و خدمات

 

10- استفاده از ابزارهی تحریک کننده

 

11- اظطراب آور

 

12- عدم توجه به بازخورد

 

13- اشاره به ناتوانی و ضعف مخاطب

 

نوع پیام در روابط عمومی و تبلیغات  :

 

الف -  ویژگیهای پیام در روابط عمومی :

 

1- مشاركت آمیز و دوسویه‏  

2- شفافیت     

3- آشکار   

4- جدیت    

 5-  واقع گرایی      

6- معرفی  درست محصول   

7-  پیچیدگی     

8-  وسعت پیام

  ب- ویژگی های پیام در تبلیغات :

  1- سلطه ‏آمیز     

2- یكسویه‏      

3- خیالی     

4-  مبهم      

5- طنز    

6- ‌غلو     

7- ‌حمایت مطلق  از محصول   

8-  سادگی  و عوام پسندانه   

9- پنهان كاری      

10- عدم صراحت     

11- گزافه گوئی

 تفاوت روابط عمومی و تبلیغات از نظر هدف :

 1- در روابط عمومی هدف ایجاد ارتباط است و هدف روابط عمومی تعامل گفتگو و ایجاد حفظ و تداوم ارتباط با مخاطبان است که این ارتباط دو سویه و بلند مدت است. اما در تبلیغات هدف فقط مخاطب و تاثیر گذاری بر آن است .

 

2- هدف تبلیغات تاثیر و نفوذ و تسلط بر مخاطب است در روابط عمومی  تعامل دوطرفه است .

 3- تبلیغات به دنبال تامین منافع منبع می باشد ولی در روابط عمومی هدف تامین منابع دو طرف است  

 4-  تبلیغات یکسویه است ولی روابط عمومی یکسویه نیست و به دنبال تعامل با مخاطب می باشد .

 5-  تبلیغات کوتاه مدت است  ولی روابط عمومی هدفش تاثیر طولانی مدت و ماندگار بر مخاطب می باشد.

  6- تبلیغ کوششی تعمدی و حساب شده به منظور همسو کردن رفتار مخاطب با نیت مورد نظر منبع صورت می گیرد.  در حالیکه روابط عمومی رابطی است بین سازمانها و مردم و سعی دارد که اهداف سازمان را برای مردم تشریح و از مردم بیشتری خبرگیری کند و

 7- موفقیت در  تبلیغ بر اساس منافع سنجیده می شود در حالیکه در روابط عمومی موفقیت کسب اعتماد و سود است

  8- تبلیغات تجاری مجموع تکنیکهای انتفاعی است که از طرف مؤسسات اقتصادی به منظور جلب و نگهداری و افزایش خریداران اعمال می شود. در روابط عمومی هدف انتفاع فوری و مستقیم در میان نیست بلکه تمام توجه به نتایج و آثار آینده معطوف می باشد.

 9- موضوغ تبلیغات کالا و خدمات است و هدف اصلی از تبلیغات، معرفی، فروش و ارائه آنها است. هدف اصلی در روابط عمومی جلب اعتماد است سعی آنها بر این است که وجهه عمومی یک نهاد را تقویت و آن را به مردم بشناساند و نظر آنها را جلب کند

 10- در تبلیغات غرایز طبیعی هدف اصلی است.  ولی هدف اصلی در روابط عمومی، عقلانیت ارتباطی است و سعی می کند ضمن گفتگو با مخاطب با اجرای بحث استدلالی و بهره گیری از دیدگاه های مخاطب به اجماع و نظر مشترک برسد .

 11- تبلیغات صرفا در حال تحمیل عقیده ای است که مورد نظر منبع است.

 12- هدف تبلیغات آگاهی سازی نیست بلکه وظیفه آن قبولاندن یا مقبول نمودن کالا یا خدمات است یعنی با استفاد از تبلیغات سعی می کند کالا یا خدمات را به مردم بقبولاند. ولی  هدف فعالیتهای روابط عمومی آگاهی بخشی به مخاطب است و مخاطب، گزینشی عمل می کند و تاثیرپذیری از روابط ارادی بوده و بین روابط عمومی و مخاطب کنش متقابل و دو سویه وجود دارد.

 13- تاثیر در روابط عمومی دیر و تبلیغات زودتر است .

تفاوت روابط عمومی و تبلیغات از نظر مخاطب:

 1- روابط عمومی با مخاطب یک تعامل دموکراتیک را دنبال می کند و از زبان مخاطب سخن می گوید. در حالی که تبلیغات در پی بهره برداری از مخاطب برای تامین مقاصد مبلّغ است و آزادی مخاطب را مورد تهدید قرار می دهد.

 2- در روابط عمومی کسب نظریات و تمایلات مخاطبان و انتقال آنها به مدیریت و ارائه طرحهای اندرزگونه، جهت اصلاح روشهای کاری است اما در تبلیغات علی الاصول چنین شیوه هایی نمی تواند به کار گرفته شود و قاعده این است که تبلیغات ماموریت رساندن پیامها را انجام دهد و نه بیشتر. 

3- در روابط عمومی مخاطبان فعال و هوشمند هستند و روابط عمومی در مقابل مخاطب پاسخگوست. اما در تبلیغات مخاطب بی نقش و منفعل است. تبلیغات در مقابل مسولان سازمان پاسخگوست و تاثیرآن زودرس، تسلط آمیز و یکسویه است.

 

4- با توجه به این که روابط عمومی یک جریان دو سویه است، عکس العمل مخاطب برای او فوق العاده اهمیت دارد اما در جریان تبلیغات بیشترین نیاز افزایش فروش و درآمد است. و توجه به نیازهای مخاطبان و سؤالات مخاطبان امری نیست که مبلّغ به دنبال آن باشد.

 5- مبلغ خواهان عکس العمل از مخاطب است که مقاصد مبلّغ را ارضا می کند نه مقاصد مخاطبان. اما در روابط عمومی مراجعه کنندگان و مصرف کنندگان از حقوق و امتیازاتی برخوردار هستند که آگاهی آنها برای تک تک دست اندرکاران تولید و مؤسسه ضروری است. در واقع در جریان دو سویه فعالیت نیز، دو سویه و دو طرفه است و فعالیت نیازمند تفکر و هوشمندی است اما مبلغان با اعتماد به الگوهای نظریه تزریقی و گلوله جادویی نقشی برای مخاطب قائل نیستند. 


تفاوت روابط عمومی و تبلیغات از نظر پیام :

 1- در تبلیغات تجاری پیام های ارسالی تحت کنترل مؤسسه است، در حالی که بیشتر پیامهای روابط عمومی غیر قابل کنترل هستند یعنی چون پیام ها در اختیار رسانه ها قرار می گیرد توسط آنان دستخوش تغییر و تفسیر می شوند.

 2- جنبه اطلاع رسانی در روابط عمومی بسیار قوی و محوری است. روابط عمومی به منزله یک خبرگزاری، دائماً در حال پخش و نشر اخبار تازه است در این رهگذر مبرّا از هر گونه سانسور و حیله و اغفال است. در صورتی که نفس خبررسانی در تبلیغات عمده و اصل نیست و انواع حیله و شگردها در تبلیغات ناروا رایج و عادی است.

 3- مهمترین ویژگی پیام در روابط عمومی شفافیت، جدیت، واقع گرایی، معرفی، حصول، پیچیدگی و وسعت پیام است. اما پیام تبلیغات خیالی، مبهم، طنز، غلو، حمایت از محصول و سادگی ویژگی آن است.

4- در روابط عمومی همه چیز پنهان، مرموز، غیرشفاف و دورو نیست. همه چیز باید آشکار و روشن و شفاف باشد اما در تبلیغات هر نوع پنهان کاری عدم صداقت و پیچیدگی محتمل است. 

5-  روابط عمومی مسئولیت اجتماعی دارد و در برابر افکار عمومی پاسخگوست و تبلیغات مسئولیت اقتصادی دارد و برابر سازمان پاسخگوست.

 6- تبلیغ تولید محور و روابط عمومی مخاطب محور است. تبلیغات به دنبال ترغیب و شاید اقناع است در حالی که ترغیب و اقناع در روابط عمومی برای هدف غایی یعنی آگاهی بخشی کاربرد دارد و روابط عمومی به دنبال تفاهم و همدلی است.

 7- تبلیغات برای مخاطب محدودیت ایجاد می کند اما روابط عمومی با ارتباط دو سویه محدوده آزادی او را گسترش می دهد. در تبلیغات منافع مؤسسه مهم است و مبلّغ درصدد تحمیل عقاید به مخاطبان از راههای مختلف با ابزارهای مختلف و برای رسیدن به اهداف مشخصی است.

انواع تبلیغات بر اساس هدف:

 تبلیغات آگاه کننده:برای معرفی از منحنی عمر کالا مورد استفاده قرار میگیرد همچنین زمانی که هدف ایجاد یک تقاضای اولیه باشد از این نوع تبلیغات بهره گرفته می شود.آگاه کردن بازار از وجود کالای جدید، آگاه کردن بازار از تغییر قیمت و اعلام موارد استفاده جدید یک کالامورد استفاده قرار میگیرد.

 تبلیغات متقاعد کننده: زمانی که رقابت تشدید می شود و هدف شرکت ایجاد تقاضای انتخابی است مورد استفاده قرار میگیرد همچنین برای تشویق مصرف کنندگان به استفاده از مارک و متقاعد کردن مشتری به خرید کالا در زمان حاضر مورد استفاده قرار میگیرد.

 تبلیغات تبلیغات یادآوری کننده: برای تبلیغ کالاهای بالغ بسیار مورد استفاده قرار میگیرد زیرا این نوع تبلیغات کالارا همیشه در ذهن و خاطر مصرف کنندگان نگاه می دارد.برای یادآوری به مصرف کنندگان درباره اینکه:احتمال بروز نیاز به کالا در آینده نزدیک وجود دارد ، ایجاد تقاضای مجدد ،یاد آوری محل خرید کالا و به خاطر سپردن کالا در طول فصول مورد استفاده قرار می گیرد.

 تبلیغات تقویت کننده: برای حفظ خریداران جاری که کالارا انتخاب کرده اند انجام می شود.

 

شيوه هاي تبليغات:

 

1- تبليغات مستقيم:

 پيام دهنده پيام خود را هر چند با رنگ و لعاب و بوق و كرنا همراه كرده باشد اما صريح و بي پروا به مخاطبين خود ابلاغ مي كند در اين روش مستمعين و بيندگان متن يا تصويري را به عنوان پيام و اطلاعيه ( تبليغي)دريافت مي كنند و پيام دهندگان نيز در موقع و مقام( مبلّغ ) قرار دارند وشناخته مي شوند .

 از خصوصيات ديگر تبليغات مستقيم گسترده بودن ميدان عمل براي عاملان آن است در اين روش اكثر ابزار و وسايل تبليغي را مي توان به كار گرفت .

 2- تبليغات غير مستقيم:

 از عنوان آن پيداست كه اين نوع تبليغات نمود و ظهور علني و صريح ندارد . با اين شيوه ، اهداف تبليغي پيامهاي غير مستقيم صادره و منتشره پنهان و غير محسوس است .

 از ويژگي اين نوع تبليغ آنست كه پيامهاي آن از كانال هاي نامريي و پنهاني و يا غيره منتظره عبور داده مي شوند و معولاً مخاطبين دفعتاً و به طور غافلگيرانه آنها را دريافت مي كنند و در حقيقت به آنها تحميل مي گردد .

 در اين نوع تبليغات لزوماً از اشكال و قانونمنديهاي مشخص و مكرر پيروي و استفاده نمي شود بلكه در ساخت و ساز آنها بيشتر از فرصت هاي پيش آمده و موقعيت هاي جديد و حوادث پيش بيني نشده سود برده مي شود .

 نقش روابط عمومی در ‌تبلیغات‌:

 صنعت‌ تبلیغات‌ با همه‌ سوابقی‌ که‌ در کشور ما دارد هنوز هم‌ جوان‌ و هم‌ غیر علمی‌ است‌. این‌واقعیت‌ نباید کسی‌ را بر آشفته‌ کند که‌ تبلیغات‌ در کشور ما در حد سایر فنون‌ و هنرهای‌ رسانه‌ای‌ ما نسبت‌ به‌ جهان‌ رسانه‌ها است‌.

 تبلیغات‌ در جهان‌ امروز و در عصر انفجار اطلاعات‌، در مراودات‌ اقتصادی‌ و فرهنگی‌ از جایگاه‌علمی‌ – تخصصی‌ و در ابعادی‌ وسیع‌تر، هنری‌ برخوردار است‌. فرد فعال‌ در عرصه‌ تبلیغات‌ با بهره‌گیری‌ ازعلوم‌ مختلف‌ از جمله‌ روان‌شناسی‌، جامعه‌شناسی‌ و نیز شناخت‌ فرهنگ‌ و آداب‌ و رسوم‌ مخاطبان‌،می‌تواند در عرصه‌ رقابت‌ها، بهترین‌ و کارآمدترین‌ شیوه‌ها را به‌ کار گیرد.

 

با تمام‌ توجهی‌ که‌ دنیای‌ پیشرفته‌ به‌ این‌ امر نشان‌ می‌دهد و درصد بالایی‌ از هزینه‌ها را به‌ امرتبلیغات‌ اختصاص‌ می‌دهد، در کشور ما با وجود نیاز حیاتی‌ به‌ توسعه‌ اقتصادی‌، این‌ امر ناشناخته‌ و موردبی‌ مهری‌ قرار گرفته‌ است‌.ایجاد یک هماهنگی موثر بین روابط عمومی و تبلیغات بدون داشتن یک دید واضح از نقاط قوت و ضعف هر کدام کار دشواری است .تبلیغات می تواند به طور خیلی صحیح و دقیق به مخاطبین خارجی انتقال پیدا کند و هدایت شود . فعالیت های ارتباطی رسانه ای ممکن است به طور خوب و مطلوبی به مخاطبین انتقال داده شود ،‌اما هیچ تعهد و ضمانتی در افشای آن وجود نداشته باشد. این بستگی به ارزش خبرها و جاذبه روابط دارد

 

تکنیک های روابط عمومی عامل موثری برای دستیابی و مخاطبین به رسانه ها است و در رقابت ها و حمایت های مالی،می تواند یکی از عوامل اصلی باشد و این حرکت در بازاریابی و تمرکز کردن روی عده ای خاص و قلیل از مخاطبین یا در سطح گسترده باید همواره مدنظر قرارگیرد و بتوانیم از تکنیک های روابط عمومی برای تبلیغات و بازاریابی به بهترین شکل ممکن استفاده نماییم.

  تبليغات نوين :

تبليغات طي گذر زمان تغييرات زيادي داشته و متناسب با پيشرفت‌هاي هر دوره ويژگي‌هاي خاص خود را دارا بوده است. امروزه با پيشرفت‌هاي شگرف در عرصه فناوري‌هاي ارتباطي و اطلاعاتي شاهد به وجود آمدن شكلهاي جديدي از تبليغات هستيم كه طيف متنوعي از اشكال گوناگون تبليغات را از تبليغات برروي تابلوهاي كامپيوتري گرفته تا تبليغات از طريق گوشي‌هاي موبايل، و تبليغات در شبكه جهاني اينترنت شامل مي‌شود

شكلهاي نوين تبليغات  و اهمیت آنها :

استفاده از فیلم ها ی پر طرفدار در تلویزیون ها

استفاده از شبکه های نوین اجتماعی

استفاده از اس ام اس ها

استفاده از رادیو

استفاده از تلویزیون

استفاده از بنر های تبلیغاتی

استفاده از تلویزیون های شهری

استفاده از ماهواره

استفاده از اینترنت

طراحی سایت

 

 

 

تفاوت های بین تبلیغات سنتی و تبلیغات مدرن:

1- تبلیغات سنتی غالبا چهره به چهره یا رودررو است و از عمق و تاثیرگذاری بیشتری بر مخاطب برخوردار است

2- در تبلیغات سنتی ارتباط گر در معرض دید و در دسترس مخاطبان است.

3- شخصیت ،خصوصیات فردی ،رفتاری ،صدا و حالات چهره و قیافه در تبلیغات سنتی نقش مهمی دارد

4- در تبلیغات سنتی از ابزارهای تکنولوژیک و پیچیده یا استفاده نمی شود و اگر هم استفاده شود بسیار محدود است

5- در تبلیغات سنتی فضا در دست مبلغ است و آن را کنترل میکند بازخوردش آنی و فوری است و مخاطبانش گسترده و ناهمگون می باشد

6- در تبلیغات مدرن مخاطبان گسترده و ناهمگون می باشد

7- تکثیر پیام ریاد می باشد و ارتباط سطحی و ناپایدار است

8- در تبلیغات مدرن همه چیز نسبی است چون رسانه ها به عامل بیرونی چون مخاطب وابسته است

9- پراکندگی رسانه ها در تبلیغات مدرن ظاهرا مشهود است. در تبلیغات مدرن از رسانه های مختلفی که ظاهرا بیربط به بازاریابی محصول است استفاده می کنند.

10- در تبلیغات مدرن اعتقاد به استفاده از هر چیزی و ترکیب وجود دارد هر چند ناسازگار و بیربط باشد به همین علت در این سبک از ترکیب چند رسانه ای استفاده می شود.برای نمونه بیلبرد تلویزیونی ترکیب دو رسانه بیلبورد و تلویزیون با یکدیگر استدگرگون می­شود.